تبليغاتX
maryam
ensan shena30 که البته بعیده کسی بتونه بشناستش!

امروز هفته ي پژوهش بود و اعلام كردند كه كلاس ها تشكيل نمي شه .

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 23:53  توسط مریم  | 

امروزرفتيم اتاق فيلم و  مقاله هاي تصويري را نگاه كرديم اكثر بچه ها مقاله هاي خود را نشان دادند ولي استاد از كار بچه ها خيلي راضي نبودند

استاد در كلاس نمرات را نيز اعلام كردند.

موضوعات عكس ها از اين قبيل بود : نان – نشان دادن تفاوت سنت و مدرن در غذاها (كه اينها نمره هاي بهتري گرفتند)

شب يلدا – اعياد و ...

و عكس هاي بقيه هم قرار شد هفته بعد ببينيم

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 23:53  توسط مریم  | 

در باره ي  مردم نگاري بحث شد و استاد تعريفي كلي از آن ارائه دادن و در باره ي كاركردهاي آن  نيز صحبت شد و تاكيدي بر اين نكته شد كه انسان شناسي يك علمي است نسبي گرا و مردم نگار نيز بايد در اين علم اين ديد گاه را داشته باشد.

هيچ چيز به صورت مطلق نيست و نمي توانيم بگوييم كه فرهنگ ما از هر فرهنگي بالاتر و بهتر است و بايد در  مورد همه ي فرهنگ ها اطلا عات كافي را داشته باشيم تا اين كه در مورد فرهنگ خود نيز به آگاهي برسيم.

و بعد درباره ي روش مردم نگاري نيز صحبت كرديم كه روشي است نسبي و مردم نگار بايد از درون به هر فرهنگي نظر كند و به يك درك تفهمي و همدلانه برسد.

در ضمن اول كلاس هم در باره ي وبلاگ ها صحبت كرديم و همچنين نظرات بچه ها در باره ي درس و علاقه ي آنها به درس و بحث هاي كلاس .

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 23:52  توسط مریم  | 

        امروز  رفتيم و فيلم علف را نگاه كرديم . نگاه كرديم

فعاليت ها وشيوه زندگي و نحوه ي شكار و بازي ها و سر گرمي ها

و نوع پوشش آنها بسيار خوب به تصوير كشيده شده بود و سختي زندگي آنها و چگونگي كوچ آنها و پيمودن راه هاي بسيار دشوار را

نشان داده  بود .

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 23:52  توسط مریم  | 

انسان شناسي فرهنگ را به مثابه متغيير مستقل مي داند و بعد در باره ي اين جمله ماركس كه مي گويد :   هر آنچه سخت و استوار است دود مي شود و به هوا مي رود .   كه در باره ي مدرنيته اين را گفته است و سرعت تغييرات به گونه اي است كه تمام مولفه هاي سنت كه مثل كوه استوار است در مواجهه با  مدرنيته دود مي شود و به هوا مي رود.

و بعد انواع سنت گرايي گفته شد. يكسري گذشته را مرجع مي دانند و معتقد به پيروي بي چون و چرا هستند و يكسري گذشته را منبع مي دانند كه معتقد به گزينش در سنت هستند .

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 23:50  توسط مریم  | 

امروز من كلاس نيومدم  چون عروسي دوستم مهتا بود

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 23:49  توسط مریم  | 

درباره ي قلمرو انسان شناسي صحبت كرديم مثل انسان شناسي اقتصادي و سياسي و حقوقي و پزشكي و خوراك و در آخر هم انسان شناسي فضاي مجازي و  مثال هايي در هر  مورد آورده شد.

انسان شناسي دانشي است كه به مطالعه انسان مي پردازد و انسان را از اين منظر كه چگونه فرهنگ را توليد مي كنند و به كار مي برند.

ما همچنين به بررسي تاريخ تحولات انسان شناسي پرداختيم و تحولات آن را بررسي كرديم ولي همواره به دنبال شناخت فرهنگ انساني بوده.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 23:48  توسط مریم  | 

در مورد انسان شناسي صحبت شد .

شارح بزرگ انسان شناسي تفسيري گيرتز است كه فلسفه و انديشه با تجربه و كار ميداني آشتي ميدهد.و همچنين انسان شناسي فرا نو گرا نيز توضيح داده شد.

و بشتر استاد در مورد جهاني شدن صحبت كردند.

در ضمن من و دوستام امروز كنفرانس داشتيم ولي  نشد كه كنفرانس بديم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 23:47  توسط مریم  | 

درباره ي مقاله ي تصويري و موضوع عكس ها صحبت كرديم.

خلاصه ي مطالبي كه در كلاس گفته شد :

چون موضوع عكس ها فرهنگ غذايي مردم است درباره ي غذا صحبت كرديم و اينكه غذا تماما فرهنگي است .

همه چيز براي انسانها نماد است . چيزي كه به جاي چيز ديگر مي نشيند نماد است.

نماد ها هميشه جمعي هستند و هيچ نماد خصوصي وجود ندارد

حداقل بايد دو نفر يك بر داشت از يك نماد داشته باشند و آنرا بفهمند

نمادها و معاني آنها نسبي هستند مگر اينكه به صورت اعتباري تعريف شده باشد مثل چراغ راهنما و روزي خم قابل ابطال است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 23:46  توسط مریم  | 

امروز كلاس نرفتم ديگه يعني غايب بودم و نميدونم چي گفتن.اما تا اينجاشمو از قبل مي دونستم كه قرار بوددر باره ي رويكردهاي انسان شناسي صحبت كنيم .

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 23:46  توسط مریم  | 

در رویاهای خود دیدم که با خدا گفتگو میکنم.

خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی؟

من در پا سخش گفتم:اگر وقت دارید.

خدا خندید:

"وقت من بی نهایت است"

در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟

پرسیدم:چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟

خدا پاسخ داد:افکارشان

اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند

عجله دارند که بزرگ شوند

و بعد دوباره پس از مدتها آرزو می کنند که کودک باشند.

...اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند

و بعد پو لشان را از دست می دهند تا دوباره سلا متی خود را یه دست آورند.

اینکه با اضطراب به آینده می نگرند

و حال را فرا موش می کنند

و بنابرین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.

اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند

و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکردند.

بعد من پرسیدم که می خواهی کدام یک از درسهای زندگی را بندهایت بیا موزند؟

او گفت:بیا موزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد

همه ی کاری که انها می توانند بکنند این است که

اجازه دهند که خودشان دوست داشته باشند.

بیا موزنند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

بیا موزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخمهای عمیقی در قلب آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم

اما سالها طول می کشد تا آن زخمها را التیام بخشیم.

بیا موزند که آدمهایی هستند که آ ن ها رادوست دارند

فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند

بیا موزند که دو نفر میتوانند به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

بیا موزند که فقط کافی نیست انها دیگران را ببخشند

بلکه انها باید خود را نیز ببخشند.

بعد درآخر گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم.

همیشه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 21:52  توسط مریم  | 

امروز جلسه سوم مردم شناسی فرهنگی بود.دوتا از بچه ها کنفرانس دادن.

مهمترین موضوعی که عنوان شد این بود که مردم شناسی شامل سه بعد می شود:نهادی . فرهنگی . و گفتمانی.

موضوعه بعدی که استاد به آن خیلی تاکید کرد فن سخن گفتن واهمیت اون به خصوص برای دانشجویان بود

اینکه در ایران یکی از مشکلات دانشجویان نداشتن مهارت در سخنرانی است. متا سفانه در ایران به این موضوع ساده ولی بسیار با اهمیت اصلا بهایی داده نمی شود در حالی که بایداز ابتدایی ترین سالها اموزش داده شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 21:49  توسط مریم  | 

با دستد یه پروانه می گیری می خوای ببینی زندس یا نه ؟

اگه دستت رو باز کنی فرار میکنه !

اگه محکمم بگیری میمیره!

دوست داشتن یه چیزی مثله اینه!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 12:8  توسط مریم  | 

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواندواز صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 21:19  توسط مریم  | 

درباره ازدواج می گویند:

ازدواج مثل شهر محاصره شده ای است کسانی که داخل شدند سعی می کنند از ان خارج شوند و انها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند.(فرانکلین)

ازدواج همیشه تمام کننده ی عشق است.(نیکون سر)

تا زمانی که مردان ازدواج نکرده اند او را غیر کامل می خوانند بنابرین معلوم می شود بعد از ازدواج کار مرد تمام است.(هوب)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 17:4  توسط مریم  | 

 

سلام به شما که دارید وبلاگه منو می بینین...

امروز اولین روزییه که دارم وبلاگ نویسی و اصلا وبلاگ داشتن تجربه میکنم امیدوارم اونقدر واسم جذاب باشه که ادامه بدم چون اولش که به اجبارو ازترس نمره بوده

. من دانشجوی ترم 7 رشته علوم اجتمایی گرایش تعاون و رفاه اجتماییم و این ترم یه درس به اسم مردم شناسی فرهنگی با استاد فاضلی دارم که داشتن وبلاگ به دستور ایشون بوده البته این فقط یکی از کارایی که سر کلاسشون باید ارائه بدیم به غیرازون در طول ترم باید یه مقاله تصویری و یه تحقیق یه نقد کتاب به این استاد گرامی که اصلا هم سخت گیر نیست !! ارائه بدیم اینجاست که واقعا باید گفت که خدا به خیر بگذرونه این ترم که احتمالا هم نمرش درخشان ترین نمره می شه!

فردا جلسه سوم مردم شناسی یا انسان شناسی فرهنگییه .طبق دستور استاد فاضلی هم باید هر هفته خلا صه ای از بحثهای توی کلاس در وبلاگمون بنویسیم

جلسه قبل یحث اصلی در کلاس راجع به کارهایی بود که باید انجام بدیم که واقغا قیافه بچه ها دیدنی بود چون تا حالا حداکثر کاری که باید انجام میدادیم در حد یه تحیق یا فوقش یه کنفرانس بود.اما حالا...

اول راجع به مقاله تصویری صحبت شد و استاد گفت که باید در حدود 20 تا 50 تا عکس باشه وشامل شناسنامه-مقدمه وجمع بندی بشه بعد هم در مورد موضوع عکسها از بچه ها نظر خواهی شد هر کسی یه موضوع بیشنهاد کرد و در نهایت "فرهنگ غذایی ایران"به عنوان موضوع عکسها انتخاب شد.

بعد استاد در مورد تحقیق صحبت کرد که در حدود 15 تا 20 صفحه باید باشه و موضوعش هم باید تجربه ی زیستش باشه که البته باید به زبانه جامه شناسانه طرح بشه نه به صورت قصه.

آخر کلاس هم راجع به نقد کتاب بحث کردیم که هر کسی یک کتاب برای نقد انتخاب کرد و قرار شد که تا هفته بعد تحویل داده بشه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 15:41  توسط مریم  |